عارفان هر دمی دو عید کنند
تحویل سنبلیست از حیات و ممات
ممات عمری که گذشت
وحیات عمری که باید بگذرد
اما نه این فقط نشانه ایست از برای شمارش تارهای سپید...
چرا که تحویل بی تحول همچون پوست اندازی خزندگان با عمق و ژرفای آدمی بیگانه است.
تحویل در ایام و روزگار و دوران
و تحول در پندار و گفتار وکردار صدق میکند.
چونان بزرگانی که هردم دو عیدمی کنند.
یکی عید تن که دست و زبان و گوش و چشم را به رسم طبیعت پیرایش می دهند.
و یکی عید جان که روح و نفس و ذات و وجود را به رسم عشاق پالوده میگردانند.
پالایشی برای وجود
وجودی برای سجود
سجودی برای ودود
و آنگاه است که تحویل معنا میدهد و هر دم عید می گردد و به حق سزاوار شادی و سرور است.
و این ودود مصداق دایم در نماز بودن است.
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسدکه مرددرهرنفسی بی زحمت چشم دوست دیدن گیرد
و این است رسم عارفان که جمله در عید و سرورند زیرا جز حق ندیدند و جز ذات نمیبینند و همیشه در تحولی از برای رسیدن به دوست هستند.
باشد که ما نیز با شروع سال جدید بتوانیم به دوست نزدیکتر شویم.
آمین.
(نیک پنداران در پناه اویند) یا حق.
